X
تبلیغات
دختر شیطون تنها(@!%&) - تولد خودم عکس خر و کاریکاتور اینتر نت

دختر شیطون تنها(@!%&)

خدایا تو جان می بخشی و این جا به فتوای تو میگیرند جان از ما.....

تولد خودم عکس خر و کاریکاتور اینتر نت

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


                                 انواع خر

 

خر شاكي 

خر شاكي

 

خر رمانتيك

خر رمانتيك

خر كيف

خر كيف

خر كنجكاو

خر كنجكاو

 

خر سرحال

خر سرحال

خر نجيب

خر نجيب

 

خر بدبخت

خر بدبخت

خر ني ني

خر ني ني

 

خر مدرن

خر مدرن

خر عراقي

خر عراقي

 

خر اسرائيلي

خر اسرائيلي

خر كرد

خر كرد

 

خر مكزيكي

خر مكزيكي

خر شيرازي

خر شيرازي

 

خر در جامعه مدني

نامزدی

 گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org 

امريکا :
12 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 1 ساعت ماندن در ترافيک ، 3 ساعت تماشای تلويزيون ، 1 ساعت کار با اينترنت ،1 ساعت تماشای مجلات


 
 فرانسه :
8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن

  ايتاليا :
4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی

  آلمان :
8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی

  کوبا :
8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی فیدل کاسترو

  عربستان سعودی :
8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب

  مصر :
4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در باره جمال عبدالناصر

  هندوستان :
8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان

  پاکستان :
4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب مجاز، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرار از دست پليس

  ايران :
8 ساعت خواب ، 4 ساعت استراحت ،4 ساعت ارسال اس ام اس و تعریف جوکهای رشتی و ترکی ، 4 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،1 ساعت بحث در باره ازدواج موقت ، 2 ساعت بحث سیاسی
 
 
انشای یک بچه دبستانی درباره ازدواج!!!
>>
>>
>>نام : كمال
>>كلاس : دبستان
>>موزو انشا : عزدواج!
>>
>>
>>
>>هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي
>>گيرم.
>>تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.
>>
>>
>>حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي
>>برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون
>>بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.
>>
>>در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و مینا دختر
>>خاله مان خيلي به هم مي خوريم.
>>
>>
>>
>>از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، مینا چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه
>>به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين مینا از تو بيشتر هاليش مي شود.
>>
>>در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به
>>تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !
>>
>>
>>
>>اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد
>>من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را
>>به مینا بدهم تا بعدن به زندان نروم.
>>
>>
>>
>>مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه
>>زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي
>>گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج
>>عروسي را بدهد. البته من و مینا تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي
>>نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!
>>
>>
>>
>>اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد.
>>زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت
>>چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست
>>برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. مینا هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم
>>برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما مینا از آن بالا افتاد و دستش شكست..
>>از آن موقه خاله با من قهر است.
>>
>>
>>
>>قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك
>>كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي
>>برند زندان!
>>
>>
>>
>>البته زندان آدم را مرد مي كند.عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد
>>بشود خيلي بهتر است!
>>
>>اين بود انشاي من
>>
>>
>>

بنظر من آدمها دو دسته هستن:
یا از من پولدارترن که بهشون میگم
مال مردم خور یا بی پول ترن که بهشون میگم گشنه گدا
 یا بهتر از من کار میکنن که بهشون میگم
پاچه خوار یا کمتر کار میکنن که بهشون میگم مفت خور
 یا از من سرسخت ترن که بهشون میگم
کله خر یا بی خیال ترن که بهشون میگم ببو
یا از من هوشیارترن که بهشون میگم فضول   یا ساده ترن که بهشون میگم هالــو
یا از من شجاع ترن که بهشون میگم
خل یا از من محتاط ترن که بهشون میگم ترسو
یا از من دست و دل باز ترن که بهشون میگم
ولخرج یا اهل حساب و کتابن که بهشون میگم گدا و بدبخت
یا از من بزرگترن که بهشون میگم گنده بگ    یا کوچیکترن که بهشون میگم فسقلی
یا از من مردم دار ترن که بهشون میگم
بوقلمون صفت یا از من رو راست ترن که بهشون میگم احمق


خدا رو شکر که بقیه ی ایرانیا مثل من فکر نمیکنن والا معلوم نیست مملکتمون به چه روزی می افتاد

 

تقدیم به تمامی زنانی که قطعاً قابل احترامند و مردانی که 
زن را اینگونه می بینند و تحسین می کنند.

 

من دلم می خواهد یک زن باشم . . . یک زن آزاد . . . یک زن آزاده
من متولد می شوم، رشد می کنم تصمیم می گیرم و بالا می روم.

من گیاه و حیوان نیستم. جنس دوم هم نیستم.

من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !  

 
 
 

من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!
من آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم، قرمز، زرد، نارنجی،

 

برای خودم آرایش می کنم، گاهی غلیظ،

می رقصم، گاه آرام ، گاه تند ،

 

می خندم بلند بلند بی اعتنا به اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر. . .

برای خودم آواز می خوانم حتی اگر صدایم بد باشد و فالش بخوانم

آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم.
مسافرت می روم حتی تنهای تنها ....
حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر، اشک می ریزم! من عشق می ورزم . . .
من می اندیشم . . . من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،

فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم . . .
حتی اگر تمام این ها با آنچه تو از مفهوم یک زن خوب در ذهن داری مغایر باشد

زن وجود من یک موجود مقدس است؛

نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستو قایم می کنی تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.

نه بدنش و نه روحش را نمی فروشد، حتی اگر گران بخرند.

زن من یک موجود آزاد است. اما به هرزه نمی رود.

نه برای خاطر تو یا حرف دیگری؛ به احترام ارزش و شأن خودش.

با دوستانش، زن و مرد، هر جایی بخواهد می رود، حتی به جهنم!
زن من یک موجود مستقل است.

نه به دنبال تکیه گاه می گردد که آویزش شود،

نه صندلی که رویش خستگی در کند و نه نردبان که از آن بالا برود.

زن من به دنبال یک همسفر است، یک همراه، شانه به شانه.

گاه من تکیه گاه باشم گاه او. گاه من نردبان باشم ، گاه او.

مهر بورزد و مهر دریافت کند.
زن من کارگر بی مزد خانه نیست که تمام وجودش بوی قورمه سبزی بدهد

و دست هایش همیشه بوی پیاز داغ؛

که بزرگترین هنرش گلدوزی کردن و دمکنی دوختن باشد.

روزها بشوید و بساید و عصرها جوراب ها و زیر پوش های شوهرش را وصله کند
زن من این ها نیست که حتی اگر تو به آن بگویی کد بانو!!!!
در خانه ی زن من، کسی گرسنه نیست ، بچه ها بوی جیش نمی دهند،

لباس ها کثیف نیستند و همیشه بوی عطر جریان دارد؛ اگر عشق باشد، زندگی باشد!
زن من یک موجود سنگیِ بی احساس و بی مسئولیت هم نیست؛

ظرافتش، محبتش، هنرش، فداکاریش، شهوتش و احساسش را آنگونه که بخواهد خرج می کند؛

برای آنهایی که لایق آن هستند.
زن من تا جایی که بخواهد تحصیل می کند، کار می کند، در اجتماع فعال است و برای ارتقاء خویش تلاش می کند.

نه مانع دیگران می شود و نه اجازه می دهد دیگران او را از حرکت باز دارند.

گاهی برای همراهی سرعتش را کم می کند اما از حرکت باز نمی ایستد.

دستانش پر حرارتند و روحش پر شور؛

من یک زنم . . . نه جنس دوم . . . نه یک موجود تابع . . . نه یک ضعیفه . . .

نه یک تابلوی نقاشی شده، نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،

نه یک کارگر بی مزد تمام وقت، نه یک دستگاه جوجه کشی.
من سعی می کنم آنگونه که می اندیشم باشم، بی آنکه دیگری را بیازارم . . .

ورای تمام تصورات کور، هنجارهای ناهنجار، تقدسات نامقدس!
باور داشته باش من هم اگر بخواهم می توانم خیانت کنم،

بی تفاوت و بی احساس باشم، بی ادب و شنیع باشم، بی مبالات و کثیف باشم.

اگر نبوده ام و نیستم ، نخواسته ام و نمی خواهم.

 

آری؛ زن من عشق می خواهد و عشق می ورزد، احترام می خواهد و احترام می کند.
من به زن وجودم افتخار می کنم، هر روز و هر لحظه ...

من به تمام زنان آزاده و سربلند دنیا افتخار می کنم

و به تمام مردانی که یک زن را اینگونه می بینند و تحسین می کنند.



+ نوشته شده در  89/12/10ساعت 16:28  توسط آذین(کنجد)  |